شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
189
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
ماقدونيا ، پس « 20 » درنگ نمود در آن شهر به جهت تعليم حكمت « 21 » ، تا آنكه اسكندر به بلاد آسيا رفت ، و ارسطو در ماقدونيا تلسانس را خليفهء خود ساخت . ارسطو قانون سلوك آنجا را صورت استحكام داده ، به بلاد اثينس رجوع نمود ، و در آن دو موضع كه پيش ازين مذكور شد مدت ده سال اقامت كرد . 13 ، 17 - شخصى از كاهنان ( الكهريون ) آن زمان كه نامش اروماذن بود نسبت به ارسطو در صدد مجادله و عناد درآمده ، تشنيع و طعن در مذهب ارسطو ، به اينكه او [ از ] سجدهء بتان كه در آن ايام معبود و مسجود انام بود ابا مىنمايد ، و آنچه شرط تعظيم است نسبت به بتان به جا نمىآرد « 22 » . چون ارسطو اين معنى را از ايشان احساس كرد ، متوجه بلاد اصلى خود كه خلقيذيقى بود شد ، از بيم آنكه مبادا آنچه به سقراط كردند به او هم نيز كنند ، آمد به موضعى كه ذكر كرديم تا ملاحظهء كتابها كه در آن موضع دفن كرده بود بكند ، و باقى كتب كه همراه داشت در آنجا گذارد « 23 » . رسيدن او به آن موضع مقارن افتاد به رسيدن پيك اجل و رحلت نمود . و بعضى مىگويند كه به اوريفوس « 24 » رفت و خواست كه به تصنيف كتابى مشغول گردد ، فوت شد و همان جا مدفون گشت . در آن وقت مدت شصت و هشت سال از عمر شريف او گذشته بود « 25 » . 13 ، 18 - وقتى كه فيلقوس ، پدر اسكندر ، فوت شد ، اسكندر پادشاه گشت ، و از محاربه و مقاتله امم و طوايف فارغ شد ، و گرفت بلاد اسارا ، ارسطاطاليس تبتل اختيار « 26 » نمود ، و از دخل در امور ملكى خود را
--> ( 20 ) - د : « پس » ندارد . ( 21 ) - د : و در آن شهر به جهت تعليم حكمت درنگ نمود . ( 22 ) - د : به جاى نمىآورد . ( 23 ) - ابن ابى اصيبعه 1 : 54 ، ابن فاتك 81 ، ابن ابى اصيبعه گويد كه خود ارسطو آن را در كتاب انطيطرس آورده است . ( 24 ) - متن عربى : لينظر الى مدخره لكتبه فيها و يضع باقى كتبه التى كانت معه هناك فادر كه الموت و قيل انه توجه الى اوريقوس التى ماسوه حدودها ، ابن فاتك 182 : لينظر الى مد بحيره اوريقوس التى بايلبيوو حرزها . ( 25 ) - اساس : « بود » ندارد . ( 26 ) - د : آسبار اخبار ، اساس : اسارا زرفتن ارسطاطاليس را به سبيل اختيار .